![]() |
![]() |
|
| گر تو باشی میتوان صد سال بی جان زیستن...بی تو گر صد جان بود یک لحظه نتوان زیستن |
|
سلام دوستای عزیزم امیدوارم حالتون خوب باشه من تا سال دیگه وبلاگمو نمیتونم آپ کنم آخه کنکور دارم. دوستون دارم.برام دعا کنین تا همون رشته ای که میخوام قبول شم. تا سال بعد خداحافظ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 مهر1386ساعت 8:59 بعد از ظهر توسط میترا |
|
|
باز خوانی حسرت ها و امید های از دست رفته کاری بیهوده است. من به فردا امیدوارم... و می دانم گذران لحظه ها از پیش تعیین شده است. لحظه ها می گذرند و ما باید همانند بیننده ای به نظاره بنشینیم آنچه را که می گذرد. سرنوشت از پیش رقم خورده است. نباید غصه ای خورد... من راز لحظه ها را می دانم و انتظار را دوست دارم.... برای آمدنی نو و تازه
...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 7:32 بعد از ظهر توسط میترا |
|
|
هر شب هر نيمه شب
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط میترا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک غزال شروع به دويدن
ميکند و مي داند سرعتش بايد از يک شير بيشتر باشد تا کشته نشود . هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک شير شروع به دويدن مي کند و مي داند که بايد سريع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگي نميرد . مهم نيست غزال هستي يا شير ! با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کن. " آنتوني رابينز" |
| پیوندهای روزانه |
|
دلتنگ adel sh خیابان از تو گذشته بود... کامنت های شبانه آقا الیاس تسلیم الهی عشق آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 بهمن 1385 مهر 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |
|
RSS
|